BTS fanfiction

💜👽📚 محفل دریده شدگان در راه بنگتن و فضایی های فن فیکشن خوان برتر 📚👽💜

فن فیکشن Love again

◽FULL◽

نویسنده vkook_hedi
کاپل کوکوی
ژانر روانشناختی . روزمره . عاشقانه . اسمات . RPF AU
محدودیت سنی 18+
تعداد صفحات 679
چنل تلگرامی نویسنده کلیک کنید "
لینک ناشناس نویسنده " کلیک کنید "

  

🎬 TEASER 🎬

⚫️ CLICK ⚫️

      

 مقدمه:

گاهی اوقات 

مجبوریم بپذیریم که

بعضی آدم‌ها 

فقط می‌توانند در قلبمان بمانند

نه در زندگیمان...!

و زمان ارزش آدم

ها را مشخص میکند...!

  

🌙🤍🖤DOWNLOAD🖤🤍🌙

شرط کامنت: 12 کامنت با بالا

  

805_vpfe.png


پ.ن: کامنت های عزیزانی که این فن فیکشن رو خوندن و خوششون اومده، باعث تداوم قرارگیری پست با کاپل کوکوی میشه👀

در صورت نرسیدن تعداد کامنت ها، نوشته جدیدی اگر با کاپل کوکوی بود، دیر قرار میگیره یا خدایی نکرده قرار نمیگیره:( 

پ.ن2: نویسنده ای که از تقریبا 6748764653 روز قبل عید تدارک عیدی چیده بود😔 این نویسنده رو نباس ماچید؟؟😔💋

۴ ۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
vkook_hedi :)
۱۰ فروردين ۱۲:۱۲

راستی یه سوال میتونم بپرسم؟

چرا پارتی نمیدی؟

 

خطاب به جوهاتسو

 

به خاطر درس و جور نشدن برنامه ها نمی‌تونم مرتب آپلود داشته باشم ، سر عمارت که اولین پارتیم بود پدرم در اومد ، یهو میدیدم شب ساعت دوازده یکشنبه اس و فردا باید بذارمش ولی هنوز یه پارت از اون شش پارت رو نوشتم

برای همین نمی‌تونم پارتی آپ کنم ، ترجیح میدم فول باشه که هر وقت تونستم بنویسم و هر وقت تموم شد بذارمش🥲

 

و همچنین مرسی از کامنت طولانی و پرملاتت🥺😂🥲💗

RM. kiute.ARMY

به امید حضور پر فروغت خوشگل خانم🤭💋

جوهاتسو

Vkooker
۱۰ فروردين ۰۰:۱۳

اوخوداااااا چه گوگولییی

خب اهم اهم (صاف کردن صدا) کاندوم و جاسوئیچی گوگولی مگولی به عنوان کادو تولد 

جالب استتتت چه بابایی ژونننن منم یه بابا عین جونگی میخواممممم

RM. kiute.ARMY

بلی بلی بسییی😎
تا باشه از این کادو ها😔🔥
بخدا منم😭😭😭
ویا
۰۶ فروردين ۰۳:۲۹

سلاممممم به ددی خوشگلم و نویسنده عزیزمون🤌🏻🥺

سال نو مبارکتون عزیزای من🤍

امم اومدم مثل همیشه یکم چرت و پرت بگم و برم حیحی :)

راستش خیلی تشکر میکنم از نویسنده بابت وقت ارزشمندی که پای این فیکشن گذاشته و من واقعا لذت بردم ولی چند تا نکته رو لازمه بگم که این نکته های اصلا اصولی نیستن و کاملااا نظر شخصی منن و به احتمال 99/99 درصد بقیه باهاش مخالف باشن اما گفتم به عنوان کسی که واقعا یه شب تا صیح برای خوندش بیدار مونده حقمه نظرمو محترمانه بیان کنم💎💙

نویسنده جان ، به نظرم کرکتر جونگکوک خیلی خوب نوشته شده بود ولی تا اخر فیک این حس و به من داد که اونجور که هلن و دوست داشت تهیونگ و دوست نداره ، هنوزم فکرش پیش هلنه ، فقط داره تهیونگ و جایگزین میکنه... حتی توی اولین رابطه شون کوک مدام رابطه ش با تهیونگ و با هلن مقایسه میکرد و این حس و القا میکرد که داره سعی میکنه تهیونگ و به زور بهتر از هلن ببینه هرچند انگار ته دلش حس میکرد هیشکی هلن نمیشه و ته قلبش اون و بیشتر دوست داشت و این برای من دردناک بود چون تهیونگ اولین رابطه شو تجربه میکرد و فقط به کوک فکر میکرد درحالی که کوک داشت مقایسه میکرد :)

بازم میگم این نظر شخصیه منه ها ممکنه کسی این حس و نداشته باشه ولی به من این حس و القا کرد متاسفانه

من واقعا حس بدی داشتم وقتی که کوک با تهیونگ به طور رسمی تو رابطه بود ولی توی فرودگاه هلن و بوسید و گفت دوسش داره درحالی که جدا شده بودن

من این رو یه جور خیانت دیدم ، چون جونگکوک دیگه یه مرد متعهد شده بود و دوست پسر داشت نباید همسر سابقش رو میبوسید و میگفت دوسش داره میدونی :)

و راجب اخرش که کیلا اضافه شد به اون خانواده گرم و سه نفره ، من حس خوبی دریافت نکردم چون به مخاطب احساس غریبی دست داد 

نمیدونم چطور توصیفش کنم ولی این حس و داد که یکی اومده و اون صمیمیت سه نفره رو از بین برده انگار اون خانواده وقتی سه نفره بود جا افتاده تر یود و با اومدن کیلا یکم اوضاع غریبه و دور شد 

امیدوارم تونسته باشم محترمانه و دوستانه بیان کنم عزیزای دلم💚

و با تمام این ها از نویسنده عزیزمون حسابی قدردانی میکنم و مچکرم که زحمت کشید و داستان قشنگی و تحویلمون داد امیدوارم حرفامو به عنوان انتقاد کوچولو از یه دوست درنظر بگیره❤

مرسی ددی خوشگله✨

RM. kiute.ARMY

سلام وجود من چطوری تو عشق؟T^T
همچنین نفسسسس🤭💜💋💚
نفرما جانان، گل میگی شما🎀

بفرمایید عزیزدل، بفرمایید خودم برات تریبون میشم🤭

به به کامنت پر ملااات👀
ممنون که وقت گذاشتی عشق💋

مرسی از تو عمرم💗
Agus
۰۲ فروردين ۱۷:۳۶

سیلام سیلام

سلام به همه بچه های سایت و دد😔(بقیه اینجوری صدا میکنن به من چه)

بنده حقیر دو هفتس با این سایت آشنا شدم سووو

اولین کامنتیه که میزارم😅✌🏼

 

اول که بگم عاشق فیکا شدم🛐در آینده ای نزدیک قراره همه فیکای تو سایتو بخونم

 

این بوکم‌ که اصن چی بگم من عاشق شدم رفت

بلد نیستم چی بنویسم🤣😭

پس نظرمو میگم

اتفاقا همه منطقی بودن میدونی فیکی بود که می‌شد درکش کرد

دیگه چی بگم!!

تهیونگ...آقا من تهیونگ و می برم

چقد این بشر عاقل و با شعور بود

اینکه به ح فای‌ کوک گوش می‌کرد و ارومش‌ می‌کرد

آقا من مردم

 

خلاصه این نیمچه نظر من راجب این فیک بود

نیم ساعت قبل سال تحویل دان کردمش و الانم که دارم نظر میدم😅✌🏼

گفتنی هارو گفتم دیگه سالتون پر از شادی:)🎀

RM. kiute.ARMY

سلام خوشگل بلا💗🤭
نفرمااا شما تاج سرییی!
به به🤭
نوووش جانت جیگر!!

پس حسابی مشتری شدی🤭💋
خدا نکنههه🍓

آبی رو هروقت از تازه بگیری ماهیه😔
همچنین تاج سر:>

خط زیر
جوهاتسو
۰۲ فروردين ۰۰:۰۷

سلام سلامم 

تولد عید شوما مبارک

اولین کامنت ۴۰۴ باشد؟

خب بریم برا اینکار که اولین فیک ۴۰۴ شد:

 

طلاق واقعا چیز غمگینیه و هلن، طلاق برا چی میخوای لعنتی؟

 

یا خدا کانر کتاب فلسفی و روانشناسی میخونه؟ منی که سن خر پیغمبرو دارم، حوصله م نمیکشه برم سمتشون...

 

اون جایی که بعد از آخرین جلسه دادگاه جونگکوک لباشو آروم بوسید :››››

کی گفته من گریه میکنم؟ چشام میسوزه یکم–

شب آخر رابطه‌شون خدایا منو خیار کن انکار هلن نمیخواد ابن طلاق رو😭😭

 

جوووون استاد رو ببین

واقعا هلن با خودش چه فکر کرده؟ بچه پنچ ساله درس بخونه؟

 

بیشعو- اوه استاد رو ببین!

نه هلن یه بار یه جا درست انتخاب کردی!

 

جونگ کوک که گفت عروس دار شدم:››

مرد چه حسی داشت اولین دوست بچه‌ات، دختر بود؟🤣🤣🤣

 

آوه خانم راکی، مشکوکی

چه با قافیه شد🙄

 

وا چرا بچه پنچ ساله به این شادی، قرص خواب میخوره؟ توطعه ای در راه است؟

 

چرا پدرِ پدرسگ هلن همچین کاری رو میخواد؟

 

۳۶۵ روز... لامصب معلوم نیست چه فیلمیه که هربار پخش میشه، بساط عیش و نوش هم باهاش برپا میشه😂

 

اگه اینطوریه، منم هر دوتون رو دوست دارم. منم را بدین بوس بوسی میخوام👈🏻👉🏻

 

پولدارای لعنتی!

خونه هاتون عایق صدا دارن بعد من حرف میزنم، همسایه مون می‌فهمه چه گروهی خوردم شما زارتان زورتان میکنید، بچه‌ای که سه متر اون ور تر تو اتاقه نمیفهمه؟ ناراحت شدم

 

آره دیگه تلویزیون رو خاموش کن برادر خودتون نسخه بی‌ال ۳۶۵ روز بدون ۳۶۰ روزید🤣🤣🤣

تو پنچ روز جعمش کردید ن خوشم اومد

 

اوه... با اینکه جونگکوک یه عمر با زن ها بوده ولی تو مردا هم دستی داره هاااا...

 

مود هلن وقتی دیده بعد طلاق جونگکوک بیست چاری خونه‌س: بی ناموس ما داریم زحمت میکشیم!🌚

 

نباید دق و دلیش رو رس مردش خالی میکرد.

هنوزم میگی مردت؟ خدابیامرزتش، مردت، مرد یکی دیگه شده

 

اسباب بازی ها و لگوهایی روی زمین ریخته شده بود. روی میز عسلی میوه های نصفه و نیمه خورده شده توی بشقاب بودن. 

وقتی مامانم دو ساعت خونه نیست:

 

اوکی دلم برا هلن سوخت

 

جونگکوک هنوزم هانی صداش میزنه... یه مرد چقدر با درک می‌تونه باشه؟

 

خاک بر سرت هلن

جوری که تو به بختت لگد زدی، جکی چان به دشمناش نزد!

 

پدر هلن... الهی سقط شی

 

این خداحافظی...

هر کی میگه من گریه کردم، زر زده

 

اعوا!

 

رابطه کوک و هلن= ۱۰سال

رابطه کوک و ته = ۱۸سال🤡😂

 

حرص دادن جونگ‌کوک 🤣

حقیقتا لذت بخش ترین کار هر فرد تو زندگیش، حرص دادن فرد مورد علاقه با همکاری بچه‌ست🤣🤣🤣

پیشنهاد میکنم حتما امتحانش کنید

 

جونگکوک! بابای منم باش

زیر فشار و استرس دوازده سال تحصیلی، له شدیم بخدا!

 

خانواده جئون قراره بشن الگوی زندگیم

سه تا عکس برای یه تولد کافیه!

 

زن سیاه پوش...امیدوارم اونی که فکر میکنم نباشه!

 

دلم برای کانر میسوزه چقدر بچه پاکیه میخواست متعهد بمونه داشت خواستگاری میکرد...

 

او شت... کانر و کیلا

 

واقعا خداروشکر میکنم که کانر از کادوی هیجده سالگیش استفاده نکرد☠

 

یا اکثر امام زاده ها....

 

وای چقدر معذب کننده...

البته الان که دارم فکر میکنم، داداش کوچیکم عنو عادت داره لبامو ببوسه🌚

پس همچینم عجیب نیست~

بیچاره دو سالشه🤭😂

 

خداقوت پهلوان بابت این هشت ماهی که زحمت کشیدی

فکر کنم هر زدنا و زار زدن هام رو فقط خود نویسنده بیچاره بفهمه🤣

 چند وقت پیش که تیزر کارت رو تو چنلت گذاشتی، دلم میخواست زودتر بیاد بخونمشم

بعد کمپ واقعا به یه بشور و ببر نیاز بود🥲

با اسپویل هایی که میزاشتی، کنجکاو ترم میشدم و خب....

لعنتی با ویدیوهای کوچیکی که از کارت میزاشتی، من فکر میکردم کاپل ویکوکه🤣🤣🤣🤣🤣

مخصوصا اون ویدیویی که دیالوگشون اینا بود:

"چرا به محصول نگاه کنم وقتی سازندش روبه‌رومه

و

اونی که می‌گفت پسر کوچولو🥺😂"

تهیونگ چرا یه سلیطه گری پنهان داشت تو ویدیوهات؟

خلاصه که آقا دمت گرم

حقیقتا پیشرفت رو میشه تو کارهات دید 

راستی تیزرم واقعا قشنگ بود

از کل کل ها و شیرینی هاشون واقعا لذت بردم

مخصوصا دست به یکی کردنای تهیونگ و کانر😂

جونگکوک خیلی خوبه فقط روابط متعهد رو میپسندم

ازدواج و بچه🤣🤣🤣🤣

بچم نوه میخواد🫠

راستی یه سوال میتونم بپرسم؟

چرا پارتی نمیدی؟

سال خوبی داشته باشی و بازم پیشرفت کنی:›

بوس

RM. kiute.ARMY

لعنتی..زن..
یجوری کامنت میدی من بغضم میگیره انقدر تمیز و جیگر و پر ملاته😭😭😭😭😭😭😭😭😭💜💜💜💜💜💜💜💋💋💋💋💋💋💋
فضایی
۰۱ فروردين ۰۲:۲۲
خب لاو اگین اونقدر دلنشین بود که یه روزه تمومش کردم و از خوندنش خسته نشدم...
درواقع عشق جونگ کوک به هلن جالب بود و کانر پنج ساله هم بچه خیلی شخصیت کیوت. و دوست داشتنی ای داشت.
رابطه ی جونگ مین و لارا هم چیزی بود که از خوندنش خسته نشدم و دلم میخواست بیشتر ادامه دار می بود...
نمیدونم چرا ولی اولش به تهیونگ اعتماد نداشتم😂 همش حس میکردم الانه که از طرف ناپدری یا خود هلن یه بلایی سر کانر بیاره یا بدزدتش. ..
اگه فقط بخوام یه ایراد به داستان بگیرم این بود که احساس جونگ کوک و تهیونگ خیلی سریع پیش رفت و عاشق هم شدن مخصوصا تو اون زمان که کوک هنوز درگیر هلن و رفتنش بود دوست داشتم یکم بیشتر چالش بینشون باشه .
ولی خدایی کانر بیست و سه ساله خیلی بچه هات و باحالی بود😅
آخر داستان سعی کردم هلن رو درک کنم ولی نشد..یعنی فقط دلم براش میسوخت که زندگیش رو بهم ریخت ...
خلاصه کنه هدی... فایتینگ مثل همیشه پرقدرت بنویس و برای فیکشن بعدیت مشتاقانه منتظریم. .. :)

RM. kiute.ARMY

به به مرسی کامنت پر ملات خوشگل خانم من😎💗🍓
Vkooker
۰۱ فروردين ۰۰:۵۶

سلام ددی عیدت مبارک 

مرسی بابت عیدیمون (دو تا فیکشن جدید)😃❤❤

RM. kiute.ARMY

سلام عشقم عید*ماچ*توهم*ماچ*مبارک🤭💜

نووووووش جااان!
Rinaaam
۲۸ اسفند ۱۹:۴۷

به عنوان اولین کامنتتتتتتت شاید(؟) 

نبودمم مهم نیستتتت:) 

بزن دست قشنگه روووووو! 

هی دد، هی هدی:) 

درزیبایی رنگ و بوی قلم هدی شی که شکی نیست، در جواب لطفش که از تقریبا 6748764653 روز پیش داره زحمت میکشه، باید بگم: 

عااااالییییییییییس بودددددد! 

ر، نلزمعبطنلیطغیطغنیطسظعقطغیطعمیظغحیظ

اسمات تمیز😎

شخصیت پردازی عشق🩷

نحوه ی ورود تهیونگ به داستان پرفکت💋

خلاصه که هدی جان مادر پخت و پز کرده🤌🏻

 

RM. kiute.ARMY

من که شخصا برات قرررر میدممم🔥😎

ای جااااان😭😭😭😭

عففف😈

اصلا باید گفت...التو😔
عمه ی ساداتتتتتت بی قرارهههههههههه
۲۸ اسفند ۱۸:۲۷

با صدای ترقه می‌رم که بخونم.

RM. kiute.ARMY

عا ماشالله😎🔥
Faty
۲۸ اسفند ۱۸:۰۵

به عنوان عیدی در نظر میگیرم 

دستت طلا ددی

RM. kiute.ARMY

نوش جونتتت😎💗
vkook_hedi :)
۲۸ اسفند ۰۹:۴۵

ددییییی سلااام ، چطورییی فداتشممم

وای ددی مرسیییی🥺😭❤️

خیلی ناز شدهههه

دستت طلااا✨❤️

 

نویسنده ای که از تقریبا 6748764653 روز قبل عید تدارک عیدی چیده بود😔

 

 

آره واقعا😂😂😂

RM. kiute.ARMY

سلامممم به عشق دل خودممم تو چطوری؟😎💜
فدای شما نازی از خودتهههههههه!!!

بابت همین متعهد بودنت، زنم میشی؟😔💍
Yeah, we never felt so young
When together sing the song
서로의 눈 맞추며
비가 내려도
Yeah, we never felt so right
When I got you by my side (My side)
함께 맞던 별 따라
Oh, we young forever
이렇게 노래해 (We ain't never felt so young)
Won't you hold my hand? (Yeah, we never felt so right)
Need you here tonight (We ain't never felt so young)
Oh, we young forever (Never felt so young)
Yeah, never felt, never felt so young

.::Take Two::.
.::BTS💜ARMY::.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان